تبليغاتX
عطر باران


عطر باران

 

نمي توانم از درد عشق بكاهم

اين درد چون طوفان كوبنده

مرا به هر سوي مي تازاند

ياس و ناباوري

اميدو و باروري

اما من

اميدوار باقي خواهم ماند

اگر بدانم روزي

دستهاي گرم تو

بر زخم مهلك قلبم

مرحمي خواهد شد.

 

( مي مانم در انتظارت اي آرامش جانم )

 

 

نوشته شده در دوشنبه 1385/09/20ساعت 7:23 توسط نوشين| |
طراح قالب پیچك دات نت