تبليغاتX
عطر باران


عطر باران

به یاد عشق

و باز محرم، عشق، عاشورا و حسین ...

 

کاروان در حال گذر است. بشتابید وقت رفتن شده

 آن چشم ها به سوی ماست. و اکنون کدامین یک از ما همسفر شدیم؟

 همسفر آن کاروان. آن کاروان عشق.

 آه اگر در خواب غفلتیم. اگر غرق خود شدیم و آن چشمان را نمی بینیم. آه ...

 به خود بیاییم که وقت تنگ است. نگذاریم این زمان عاشقی بگذرد و ما هیچ نفهمیم. نگذاریم سر در گریبان خویش فرو بریم.

 آی ای زمینیان آخر تا کی؟ مگر ما را برای ماندن آفریده اند؟

بیایید پرواز را بیاموزیم. پرواز تا اوج. تا بی نهایت. و چون حسین راه بپیماییم.

حسین یعنی عشق، انسانیت، پرواز. حسین یعنی همه زیبایی ها.

و ما که هستیم؟ ما چه می کنیم؟

اکنون محرم است. و محرم یک بهانه، بهانه ای برای پرواز.

پس ای کسانی که خواهان عشقید، اوج را می طلبید و یار را می جویید ... حسین را بیابید و درک کنید.

 و آن زمان است که دیگر، چیزی جز او نخواهید دید. چون شما عاشقید. دیگر اینجا نیستید. چون با کاروان رفته اید

نوشته شده در شنبه 1385/11/07ساعت 13:19 توسط نوشين| |
طراح قالب پیچك دات نت