عطر باران
دورم از تو اما باتو لحظه ها رو زنده هستم بازم از تو پرم از تو واسه تو رويايي خسته ام خوب ديروز با تو هر روز از تو با خدا مي خونم تو خيالت توي حالت باز توي كما مي مونم ديگه طاقت دوري تو را ندارم ديگه نمي تونم ديگه نمي تونم غربت لحظه ها خسته راه خنده هامو بسته كمر گيتار عشقم زير بار غم شكسته تا كه دق نكرده رويا تو رو جون لحظه ها برگرد برگرد برگرد - بخدا باور كن دارم دق مي كنم از دوريت - جون لحظه ها تو برگرد
نوشته شده در چهارشنبه 1385/11/25ساعت
9:57 توسط نوشين| |

| طراح قالب پیچك دات نت |

