عطر باران
بعد از تو در شبان تيره و تار من ديگر چگونه ماه آوازهاي طرح جاري نورش را تكرار مي كند بعد از تو من چگونه اين آتش نهفته بجان را خاموش كنم من با اميد مهر تو پيوسته زيسته ام بعد از مباد كه من بعد از تو نيستم بعد از تو آفتاب سياه است ديگر مرا به خلوت خاص تو راه نيست بعد از تو در آسمان زندگيم مهر و ماه نيست بعد از من اما آسمان آبي است آبيه آبي درست مثل هميشه ( خوبه من اين عيد هم در كنار عكس سالهاي دورت نشستم و بغضم را غريبانه فرو خوردم و در آينه اي كه تو دوست داشتي لبخند زدم به اشكهايم همه لحظات بيادت هستم )
باور نمي كني كه حس پاك عاطفه در سينه مرده است
نوشته شده در چهارشنبه 1386/01/22ساعت
12:51 توسط نوشين| |

| طراح قالب پیچك دات نت |

