عطر باران
بيم آن ندارم كه روزي آسمان تو را از من گيرد ، بيم آن دارم كه تو خود را از من بگيري روزي بيم آن دارم كه شب در وجود تو طوفان كند ، بيم آن دارم كه خورشيد ، مهر تو را پنهان كند بيم آن دارم كه برگهاي طلايي درخت عشقي كه در تو روياندم برخاك بيفتد تو خود را از من مگير تو در من زاده شدي و با تو صبح زاده شد ، تو در من پديد آمدي و با تو اميد پديد آمد تو بمن لبخند زدي و با تو روزهاي زندگي بمن خنديد ، رنگين كمان لبخند تو از ازل تا ابد گشاده است آسمان در زيرطاق چشمان تو جاري است ، صبح از لبان تو سر مي زند و خورشيد از نگاه تو جان ميگيرد تو ميان من و تقدير دريچه اي هستي بر روشني و آفتاب و گشادگي آسمان تو خود را از من مگير دلم ميخواست 18 خرداد با سالروز تولدت آپ كنم . باور كن اشكهايم ديگر رمقي برايشان نمانده كه باز هم بريزند جون لحظه برگرد
| طراح قالب پیچك دات نت |

