تبليغاتX
عطر باران


عطر باران

بيم آن ندارم كه روزي آسمان تو را از من گيرد ، بيم آن دارم كه تو خود را از من بگيري روزي

 

 

بيم آن دارم كه شب در وجود تو طوفان كند ، بيم آن دارم كه خورشيد ، مهر تو را پنهان كند

 

 

بيم آن دارم كه برگهاي طلايي درخت عشقي كه در تو روياندم برخاك بيفتد

 

تو خود را از من مگير

 

تو در من زاده شدي و با تو صبح زاده شد  ،  تو در من پديد آمدي و با تو اميد پديد آمد

 

تو بمن لبخند زدي و با تو روزهاي زندگي بمن خنديد ، رنگين كمان لبخند تو از ازل تا ابد گشاده است

 

 آسمان در زيرطاق چشمان تو جاري است ، صبح از لبان تو سر مي زند و خورشيد از نگاه تو جان ميگيرد

 

تو ميان من و تقدير دريچه اي هستي  بر روشني و آفتاب و گشادگي آسمان

 

تو خود را از من مگير

 

دلم ميخواست 18 خرداد با سالروز تولدت آپ كنم  . باور كن اشكهايم ديگر رمقي برايشان نمانده كه باز هم بريزند جون لحظه برگرد

نوشته شده در سه شنبه 1386/04/26ساعت 8:50 توسط نوشين| |
طراح قالب پیچك دات نت