عطر باران
هنوز هم باران برایم ترانه دارد هر بارش ترانه ای هر ترانه زیباتر از قبل دستانم را پناهی می کنم برای گرفتن این ترانه ها ببار باران ببار بر رخسارم تا رهگذران هرگز ندانند قطراتی که بر روی گونه هایم حک می شوند باران چشمانم هستند ببار باران تند و بی امان بی رحم و گستاخ آنچنان که صورتم از ترکش هایت سرخ شود تا راهگذران هرگز ندانند که سرخی رخسارم از از سیلی بخت و اقبالم میباشد ببار باران ببار باران همیشه از همون بچگی عاشق بارون بودم و این شعر تنها شعری بود که بی دردسر و غروغرو مادرم یاد گرفتم و بقول اون زمانا از بر کردم
باز باران با ترانه با گوهر های فراوان می خورد بر بام خانه
نوشته شده در شنبه 1387/02/14ساعت
15:36 توسط نوشين| |

| طراح قالب پیچك دات نت |

