عطر باران
دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را
به ميهمانی گلهای باغ می آورد
و گيسوان بلندش را به بادها می داد
و دستهای سپيدش را به آب می بخشيد
دلم برای کسی تنگ است
که چشمهای قشنگش را
به عمق آبی دريای واژگون می دوخت
و شعرهای خوشی چون پرنده ها می خواند
دلم برای کسی تنگ است
که همچو کودک معصومی
دلش برای دلم می سوخت
و مهربانی را نثار من می کرد
دلم برای کسی تنگ است
که تا شمال ترين شمال با من رفت
و در جنوب ترين جنوب با من بود
کسی که بی من ماند
کسی که با من نيست
کسی که . . .
- دگر کافی ست. نوشته شده در چهارشنبه 1387/11/16ساعت
12:45 توسط نوشين| |

| طراح قالب پیچك دات نت |

