تبليغاتX
عطر باران


عطر باران

برای تولدت... يك نفر هست

 كه بي بهانه گريه مي كند

 تا اشك هايش برسد به گونه هاي خيس تو

اشك من خيسي چشمانم

گفتي باران مي آيد ؟

 باران ؟

نه، باور كن اين باران نيست

اين بغض فرو نخورده من است كه با تلنگر چشمانم

ريزش را از سر ميگيرد و اين   هديه اي است براي تولد تو

تا باور كني كه يك نفر هست

  كه هنوز در شب هايش خواب همان ديروز ها را مي بيند

 كه گوشه پارك روسريش مي بوييدي

 تا پيچيده شود قسمت زندگيت در تار و پود وجود او

 و براي من  لبخندتو با گل هاي روسري ام ست مي شد

 كه گل و لبخند  و رنگ قرمز گونه هايت

همان چشم خيسم را به خاطرم مي آورد

باور كن  يك نفر هست  كه بي آسمان چشمان تو

نمي داند هواي كدام سرزمين را نفس بكشد

 و پرنده هايش بال سپيد خود را در كدام آسمان

 به نمايش انديشه ها بگذارند

 همه شعر هام  با واژه هاي اسم تو نفس مي كشد

 و انديشه  زبان خامي است كه با ديدن چشمان تو ...

 تو  و در آغوش گرفتن لحظه هاي با تو  پخته ميشود

 باور كن يك نفر هست...

۱۸ خرداد پيشاپيش مباركت

 

(براي تولد تو كه در قلبم يادت هر لحظه و هر لحظه مي تپد)

نوشته شده در شنبه 1388/03/09ساعت 17:19 توسط نوشين| |
طراح قالب پیچك دات نت