عطر باران
بيقرار توام و در دل تنگم گله هاست آه ، بي تاب شدن عادت كم حوصله هاست مثل عكس رخ مهتاب كه افتاده در آب در دلم هستي و بين من و تو فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقي دارد حال وقتي هوس سر زدن چلچله هاست بي تو هر لحظه مرا بيم فرو ريختن است مثل شهري كه به روي گسل زلزله هاست باز مي پرسمت از مسئله دوري و عشق و ظهور تو جواب همه مسئله هاست ( بابا . جون مادرت پس كي ظهور مي كني باور كن دارم به جنون مي رسم يه نشونه كوچيك ، يه قطره اشك ، يه ذره دلتنگيآخر يه چيزي بگوجان مادرت)
نوشته شده در سه شنبه 1387/04/18ساعت
10:30 توسط نوشين| |
| Design By : Night Skin |

